• امروز : جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 5 June - 2026
2

یاقوت‌هایی با طعم شیرین زندگی

  • کد خبر : 6781
  • 30 آذر 1404 - 19:10
یاقوت‌هایی با طعم شیرین زندگی
هنوز طعم انارهای دون شده با دستان خسته‌ی مادربزرگم را زیر زبانم حس می‌کنم؛ مگر می‌شود این دانه‌های رها شده که درون کاسه جا خوش کرده‌اند، طعمی کمتر از عسل داشته باشند؟ کسی چه می‌داند شاید این دانه‌های رهاشده، خودشان نیز کسی را از بند مشکلات رها کنند؟ شب یلداست و کارگشایی‌اش!

به گزارش تبریزسخن، فاطمه حامد فرشبافی: هنوز شب نشده اما هوا سرد است. بچه ها در حیاط با وجود تشر مادرهایشان که سردی هوا را به رخ می کشند، همچنان در حال بازی هستند.
در شب‌ یلداهای کودکی‌مان، برف همه‌جا را سفیدپوش می‌کرد، برخلاف روال این شب در سال‌های اخیر که برفی مهمان تبریزی‌ها نشده است. نمیدانم شاید مهمان‌نواز خوبی برای آن نبودیم که دیگر روی از ما کشیده و روی خوش به ما نشان نمی‌دهد.
زمان قدیم باید چکمه به پا می‌کردیم، برف چنان پاهایمان را محاصره می کرد که قدم از قدم گذاشتن کار دشواری بود، انگار برف، بازی اش گرفته بود؛ تا ما را زمین نمی‌زد، ول کنمان نبود. شاید هم بازی با برف را بلد نبودیم و به همین علت  به قهر روی از ما برگردانده است.
امان از سرمای شب یلدا! این فقط کودکان بودند که درکی از سرما نداشتند و تا زمین یخ‌زده، کودکی را زمین نمی‌زد و گریه‌اش را سرازیر نمی‌کرد، دست از حیاط برنمی‌ داشت.
کم کم هوا تاریک شده و این شب با یک دقیقه طولانی‌تر بودنش دلبری می کند و تفاوتش را به رخ می کشد. قل قل سماور نشان می دهد که میهمانی شروع شده است.
روی کرسی، انارهای دون شده است و باقالی و لبوی پخته. پشمک رشته ای هم  قرار است روی لب‌ها را سفید کند و یا سبیلی شود برای بچه هایی که دوست دارند یک شبه مردی شوند برای خودشان؛ و البته هندوانه ی سربسته که فهمیدن رنگ درونش سرگرمی مردان فامیل شده و هر چه قرمز‌ تر؛ خریدار راضی تر! گویی او بازی روزگار را برده و مدال افتخار باید نصیبش شود!
زمان قدیم، گوشی میهمان خانه ها نشده بود که کوچک تا بزرگ را مشغول و سر به زیر که نه، سر به گوشی کند. با نبود گوشی، کودکان همه سر تا پا گوش، مشغول شنیدن قصه ی پدربزرگ و مادربزرگ‌ بودند و با به پایان رسیدن هر قصه، گوش هایشان مشتاق تر می شد تا قصه ی بعدی را بشنوند و تا گوینده را خسته نکرده و از کرده ی خود پشیمان نمی کردند، دست بردار نبودند.
آن گاه مادربزرگ با آوردن هدیه هایی با کاغذهای رنگی که چشمان درخشان کودکان را به خودشان جلب می کردند، به داد پدربزرگ می رسید. ذوق کودکان با دیدن هدیه ها نشان می داد که آنها حداقل یک ساعت سرگرم خواهند شد.
با رفتن کودکان، صحبت بزرگترها هم گل می کرد و از تجربیات هم استفاده می کردند، گاهی هم این تجربیات با آیات قرآن آمیخته می شد و به دل و جان می نشست و ثابت می کرد که پایان هر سختی، آسانی است.
شب یلدا، میهمان دیرین خانه ها، بهانه ای برای صله رحم است. در این شب همه کنار هم جمع شده و علاوه بر شادی و نشاط، مشکلات را بازگو می‌کنند و به دنبال بهترین راه حل می‌گردند.
شاید فلسفه ی شب یلدا همین است که در کنار هم از تاریکی ها به سمت طلوع خورشید حرکت کنیم. باشد که با هم تاریکی را شکست داده و به نور برسیم و چه دلگرمی بهتر از صله رحم؟ شاید به همین دلیل است که صله رحم در دین اسلام بسیار تاکید شده و پیوند بین انسان ها را محکم و نور محبت را در دلها روشن می کند.
شب یلدا بانی خیر است، اگر کدورتی هم بین افراد باشد، با ریش سفیدی کردن، سیاهی را از دل‌ها می‌شوید و در پایان همین بس که پایان شب سیه سپید است.

لینک کوتاه : http://tabrizsokhan.ir/?p=6781

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.