آخرین جزئیات اتصال ریلی تهران-مسکو
نوریقزلجه: سرانه مصرف روغن و شکر در کشور ۱.۵ برابر جهان است
هشدار عراقچی به آمریکا: هرگونه اقدام خصمانه با پاسخی فوری و قاطع مواجه خواهد شد
برق ۷۲ دستگاه پرمصرف تبریز قطع شد
کویت دو دیپلمات ایرانی را «عنصر نامطلوب» اعلام کرد
نماینده تبریز برای ششمین سال دبیر هیئت رئیسه مجلس شد
وقت آن رسیده که از عمق جان، یاران گمشده را صدا بزند تا شاید نشانی از آنان بیابد. تمام شببیداری و خستگیها را فراموش میکند و ناگهان در آن سکوت جنگل، از عمق جان و از تهدل صدا میزند: «حاجآقا هارداسان؟...»
فقط ۱۰۰ روز با او کار کرده بود اما حالا با چنان حسرتی از این روزها حرف میزند که انگار رفیق ۳۰ سالهاش را از دستداده است. مردی که ۳۰ اردیبهشت برایش هم روز تولد است و هم روز وداع از رفیق!
ساعت پنج و نیم صبح، خبر پیداشدن بالگرد به گوش پسر میرسد. «رسیدم و کاور را باز کردند. همان لبخند همیشگی روی لب بابا بود.»
نشستهام بر روی مختصات نقطه فرود بالگرد. دقیقا در همان طول و در همان عرض جغرافیایی که ۳۰ اردیبهشت برای ساعتی گم شده بود از تمامی مدارها. تکهای سوخته از بالگرد را در دست میگیرم و باز فکرم میپرد به آن روز. «۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳»، «فرود سخت»، «لحظات طاقتفرسا»، «بیم و امید»، «شب انتظار»، «شهدای خدمت»!
در نخستین سالگرد سانحه دلخراش سقوط بالگرد، خانوادههای شهید سیدابراهیم رئیسی و شهید سیدمحمدعلی آلهاشم با همراهی چهرههای بلندپایه دولت شهید رئیسی، در معراج شهدای خدمت حضور یافتند.