به گزارش تبریزسخن– فائزه زنجانی: تحولات سریع فناوری، پیچیدگی رفتار کاربران و ظهور مفاهیم جدید اجتماعی، لزوم واکاوی موضوع تاثیر فضای مجازی بر همگرایی یا واگرایی ملی را با رویکردی نو و عاری از شعارزدگی ضروری میسازد. کارشناسان در این زمینه معتقد هستند که فضای مجازی دیگر صرفاً یک «ابزار» خنثی نیست، بلکه به یک «زیستبوم هویتی» تبدیل شده که هم میتواند بسترساز «وحدت ارگانیک» شود و هم موجد «تفرقهای سیستماتیک».
پایان عصر وحدت تکساحتی
صمد رحمانی، جامعهشناس در گفتوگو با خبرنگاران، با نقد دیدگاه سنتی به وحدت ملی عنوان کرد: «در نگاه کلاسیک، وحدت به معنای همسانی و حذف تفاوتهاست. اما فضای مجازی به ما نشان داد که جامعه ایران بدین معنا یکسان نیست، بلکه از خردهفرهنگها، گویشها، علایق و هویتهای متنوع و گاه مغایر تشکیل شده است.وی ادامه داد: نقش فضای مجازی در این میان، میتواند خلق یک «وحدت سیال و چندصدایی» باشد. یعنی فضایی که در آن یک کرد، یک بلوچ، یک ترک و یک فارس هر کدام بتوانند افتخارات محلی و فرهنگ خود را به نمایش بگذارند، اما در عین حال در صفحاتی مانند «تیم ملی فوتبال»، «دستاوردهای هستهای» یا «حوادث طبیعی» همچون سیل، یکصدا و همراه شوند. این، وحدتی پیچیدهتر اما ماندگارتر است.
تهدید نوین: تضعیف «دشمن مشترک» به عنوان عامل وحدتآفرین!
نکته جالب توجهی که سیدمحمد راستی، تحلیلگر فضای مجازی به آن اشاره میکند، تغییر الگوی دشمنسازی و اثر آن بر وحدت است. وی به فارس گفت: در گذشته، عموماً یک «دیگری بیرونی» مشخص وجود داشت که باعث همبستگی ملی میشد. اما الگوریتمهای شبکههای اجتماعی با نمایش بیوقفهی اختلاف نظرهای داخلی، گاهی «هموطن» را به «دیگری» تبدیل میکنند.
راستی ادامه داد: وقتی کاربران در حبابهای فیلترشده، روزانه صدها پست از تقابل «دو گروه داخلی» را میبینند، به تدریج احساس تعلق به یک ملت واحد در آنان تضعیف و جای خود را به احساس تعلق به «جناح یا قبیلهی مجازی» میدهد. اینجا فضای مجازی نه با محتوا، بلکه با «مکانیزم نمایش محتوا» وحدت را میخورد.
فرصت طلایی: خلق اسطورهها و نمادهای مشترک جدید
در مقابل این تهدید، یک فرصت تاریخی نیز وجود دارد. فضای مجازی میتواند قهرمانان و نمادهای ملی جدیدی خلق کند که در رسانههای رسمی جا نمیگیرند. از «پزشکان داوطلب در دوران کرونا» و «قهرمانان المپیادهای علمی» گرفته تا «کارآفرینان موفق» و «هنرمندان مردمی». تمرکز بر این موفقیتهای جمعی که عموماً خالی از بار ایدئولوژیک سنگین هستند، میتواند یک گفتمان وحدتبخش نوین ایجاد کند. هشتگهایی مانند ایران_ما در زمان حوادث طبیعی نمونهای از بسیج همین حس مشترک بود.
آسیب جدی: تخریب «حافظه جمعی» و «روایت ملی»
با این حال، یک خطر عمیقتر در کمین است. وحدت ملی ریشه در یک «روایت مشترک» از تاریخ و سرنوشت دارد. فضای مجازی امروز با امکان تولید و تکثر بیحد روایتهای مغرضانه یا سادهانگارانه از وقایع تاریخی و اجتماعی، در حال تخریب آن «حافظه جمعی» است. وقتی درباره یک واقعه مهم تاریخی، دهها روایت کاملاً متناقض در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود، جامعه در یک آشفتگی روایی قرار میگیرد و نقطه اتکای مشترکی برای ساختن هویت جمعی پیدا نمیکند. این بنیانهای وحدت را از درون میپوساند
راهبرد پیشنهادی: از حفاظت منفعلانه تا نقشآفرینی فعالانهکارشناسان راه برونرفت از وضعیت کنونی را اینگونه ترسیم میکنند:
تغییر نگاه مسؤولان: فضای مجازی را نه به عنوان «تهدید» که به عنوان «عصاره و نماینده واقعی جامعه» ببینیم. تنوع دیدگاه در آن، یک واقعیت اجتماعی است که باید مدیریت شود، نه حذف.
سرمایهگذاری بر تولید محتوای وحدتآفرین: به جای فقط تأکید بر تولیدات رسمی، باید بستر را برای تولیدکنندگان محتوای مردمی (اینفلوئنسرها، گروههای دانشجویی، هنرمندان مستقل) فراهم کرد که دغدغه «ایران» را دارند.
تقویت سواد رسانهای همگانی: آموزش اینکه چگونه الگوریتمها، کاربر را در حباب محصور میکنند و چگونه میتوان روایتهای افراطی را شناسایی کرد.
ایجاد پلتفرمهای گفتوگوی سازنده: راهاندازی کمپینها و فضایهای مجازی امن برای گفتوگوی مستقیم بین گروههای به ظاهر متعارض اجتماعی (مثلاً جوانان شهرهای مختلف با عقاید متفاوت) تا «دیگریسازی مجازی» شکسته شود.به نظر میرسد فضای مجازی به عنوان آینه تمامنمای جامعه ایرانی، هم ضعفهای ما در عرصه وحدت (مانند تحمل پایین در برابر تفاوتها، روایتپردازیهای متضاد و ضعف گفتوگو) را بزرگنمایی میکند و هم تواناییهای جدیدی برای همدلی فرامرزی و خلق همبستگیهای نوین در اختیارمان قرار میدهد.آینده وحدت ملی در گرو پذیرش این واقعیت است که فضای مجازی، امروز اصلیترین «کارگزار» هویتسازی است و غفلت از نقش فعالانه در این عرصه، به معنای واگذاری آن به جریانهایی است که لزوماً منافع ملی را در نظر ندارند. وحدت آینده، وحدتی «دیالوگمحور» و «چندصدایی» خواهد بود و فضای مجازی میتواند بستر این تحول باشد.





