به گزارش تبریزسخن– تبریزسخن: وقتی سخن از «جنگ» به میان میآید، ذهن ناخودآگاه به سمت دود و خون و مرزهای فیزیکی میرود اما جنگی که امروز در جریان است، مرز نمیشناسد، دود ندارد، اما آتشش فرهنگ، باور و هویت یک ملت را نشانه رفته است.
اینجا صحبت از «جنگ نرم» است؛ جنگی که هدفش اشغال یک سرزمین نبوده، بلکه به دنبال «اشغال ذهنها»ست.
هدف: تغییر نقشه ذهنی یک تمدن
دشمن در جنگ نرم به دنبال ترسیم دوباره نقشه باورهای یک ملت است. هدف، بمباران اطلاعاتی نیست؛ هدف، «تغییر نقشه ذهنی» است. یعنی چنان ذهن جامعه را با انگارههای خود همنوا کنند که آرمانهایش را «عقبمانده»، مقاومتش را «خشونت» و هویتش را «توهم» بنامند.
این جنگ، جنگ روایتهاست؛ روایتی که در آن، «شکست» به عنوان «پیشرفت» و «استقلال» به عنوان «انزوا» بازتعریف میشود.
ابزار: هنرمندانه و نامرئی
این جنگ با توئیتر و اینستاگرام و فیلم و سریال پیش میرود. دشمن سرمایهگذاری میکند تا «معنای زندگی» را برای نسل جوان تغییر دهد: از عزت و ایثار، به لذت و مصرف. اینجا گلولهها، «کلیپ» هستند و میدان نبرد، «استوری»های اینستاگرام.
نقشه راه: تکهتکه کردن «ما»
استراتژی کلان، ایجاد گسست در پیوندهای اجتماعی است: جوان در برابر پیر، زن در برابر مرد، قوم در برابر قوم، مذهب در برابر مذهب.
جنگ نرم میخواهد «جامعه» را به «مجموعهای از افراد تنها» تبدیل کند که تنها دغدغهشان «خود» است. وقتی «ما»ی جمعی محو شود، دفاع از آرمان مشترک ناممکن میشود.
تسلیم بدون شلیک یک گلوله
نسلی که آرمانهایش را مسخره میکند، به تاریخش بیاعتناست و برای آیندهاش هیچ تصویر مشترکی ندارد. در این صورت، حتی اگر دیوارهای شهر هم پابرجا باشند، آن شهر شکست خورده است. هدف نهایی، رسیدن به همین نقطه است: تسلیم فرهنگی. ملتی که خود را باور ندارد، نیاز به حمله نظامی ندارد.
پس جنگ نرم، اغراق یا توهم نیست. واقعیتی است که در گپهای روزمره، در سریال مورد علاقه نوجوانتان و در کامنتهای زیر یک پست خبری جریان دارد. شناسایی این جنگ، اولین قدم برای مقابله با آن است.
دفاع در این میدان، با «خودآگاهی»، «ایجاد گفتمان» و «تولید روایت» ممکن میشود. زیرا در جنگی که برای تسخیر «ما» طراحی شده، پیروزی از آن کسی است که بتواند «ما»یی استوار و آگاه را حفظ کند.





