تبریزسخن– موسی کاظمزاده : تبریز منتظر نماند. هشتم دیماه ۱۳۸۸، این شهر پیش از آنکه روایت غالب شکل بگیرد و تصمیمات جمعی دیگر شهرها گرفته شود، پیشقدم شد و نشان داد پیشگامی در تاریخ، نه در سخن، که در عمل معنا مییابد. خیابانها زودتر از تحلیلها پر شد و مردم پیش از آنکه نامی بر این حضور گذاشته شود، نقش خود را ایفا کردند و با حضوری خودجوش، تجدید میثاقی آشکار با ولایت نشان دادند.
در سالهای بعد بارها گفته شد که حرکت مردم تبریز در ۸ دی مقدمهای برای خروش سراسری ۹ دی در کشور بود. این جمله اگرچه تکرار شده، اما در ذات خود اعترافی است به نقش یک شهر که پیش از آنکه موج ملی شکل بگیرد، مسیر خود را مشخص کرده بود. شهید آیتالله سید محمدعلی آلهاشم، امام جمعه فقید تبریز و نماینده ولیفقیه در آذربایجان شرقی، این واقعیت را چنین بیان کرده است: «حرکت با بصیرت مردم تبریز در ۸ دیماه ۸۸ مقدمه قیام مردم قهرمان ایران در نهم دیماه بود.» این گفته نه تحلیل پسینی بلکه توصیف یک تقدم تاریخی است؛ تقدم شهری که پیش از آنکه دیگران تصمیم بگیرند، خودش مسیر حرکت را انتخاب کرد و با حضور در خیابان، وفاداری خود به ولایت را به نمایش گذاشت.
۸ دی در تبریز؛ پیشگامی که موج ساخت
۸ دی برای تبریز یک مناسبت تقویمی نبود. آنچه مردم را به خیابان آورد، احساس مسئولیت نسبت به خط قرمزهای اجتماعی و دینی بود. وقایع روز عاشورای همان سال، برای بسیاری از مردم این شهر چنین معنایی داشت. مرحوم آیتالله محسن مجتهد شبستری، امام جمعه وقت تبریز، در روایت خود از آن روزها گفته است: «وقاحت جریان فتنه به جایی رسیده بود که روز عاشورا پرچمهای امام حسین(ع) را آتش زده و عزاداران را اذیت و آزار داده و شعارهایی علیه جمهوریت و اسلامیت ایران سر دادند که مردم علیه این رفتارها حرکت انقلابی کردند.» این جمله شرح یک نقطه تصمیم است؛ لحظهای که مردم تبریز منتظر دستور یا فراخوان نبودند و خود وارد میدان شدند تا ضمن دفاع از ارزشهای انقلاب، تجدید میثاقی عملی با ولایت نشان دهند.
حضور مردم تبریز از همان ابتدا تفاوتی آشکار با بسیاری از تجمعهای رسمی داشت. نه الگوی آشنای راهپیماییهای مناسبتی را تکرار میکرد و نه به فراخوانهای معمول متکی بود. همین ویژگی است که ۸ دی را به یک کنش اجتماعی خودجوش و نماد وفاداری به ولایت تبدیل میکند. در گزارشی که سالها بعد منتشر شد، از قول مرحوم آیتالله مجتهد شبستری آمده است: «زمانی که در تبریز حضور داشتیم، مردم بیش از راهپیماییهایی مانند روز قدس و… به میدان آمدند.» مقایسه با روز قدس، مقایسهای معنادار است. روز قدس، مناسبت جهانی و رسمی است، اما ۸ دی، روزی بود که مردم بدون پیشزمینه، با تصمیم شخصی و جمعی به صحنه آمدند و نشان دادند وفاداری به ولایت نیازی به دستور ندارد.
۸ دی در تبریز؛ پیشگامی یک شهر در تجدید میثاق با ولایت
بازار نیمهتعطیل ماند و خیابانها زودتر از همیشه پر شدند. حضور محدود به یک قشر خاص نبود و ترکیب جمعیت، همان تصویری بود که تبریز در بزنگاههای تاریخی نشان داده بود؛ حضوری فراگیر، بیواسطه و متکی به احساس مسئولیت. نه پلاکاردهای یکدست دیده میشد و نه شعارهای تمرینشده، اما همه با حضوری واحد و هدفمند، وفاداری خود را به ولایت و ارزشهای انقلاب نشان دادند. مردمی که آن روز حاضر بودند، از طبقات مختلف و با انگیزههای شخصی متفاوت وارد میدان شدند. یکی از بازاریان گفت: «امروز باید میآمدیم؛ نمیشد بیتفاوت نشست.» دانشجویی در میان جمعیت گفت: «ما منتظر کسی نبودیم؛ خودمان تصمیم گرفتیم در صحنه باشیم.» مادر جوانی پرچم کوچکی را به دست فرزندش داد و گفت: «باید یاد بگیری مسئولیتت را فراموش نکنی.» این صحنهها، تصویر یک شهر پیشگام در وفاداری عملی به ولایت را نشان میدهد.
این رفتار اجتماعی، ریشه در حافظه تاریخی شهر داشت. تبریز در تاریخ معاصر ایران، بارها نقش پیشقدم را ایفا کرده است؛ از جنبش مشروطه تا قیام ۲۹ بهمن. ۸ دی، در امتداد همان الگو قابل فهم است؛ الگویی که در آن جامعه محلی در بزنگاه پیش از آنکه تصمیم آسان شود، انتخاب خود را انجام میدهد و ضمن پیشدستی، وفاداری خود را به رهبری و ولایت نشان میدهد. رئیس دانشگاه آزاد اسلامی آذربایجان شرقی نیز گفته است: «مردم با بصیرت تبریز در حماسه ۸ دی ۸۸ نشان دادند که اهل عمل هستند.» این جمله، اشاره به جامعهای دارد که در لحظه تصمیم، منتظر دیگران نمیماند و پیشقدم میشود.
۸ دی؛ تبریز، شهری که پیش از تاریخ وفاداری را انتخاب کرد
در روایتهای رسمی سالهای بعد، ۸ دی اغلب در سایه ۹ دی قرار گرفت، اما برخی گزارشها بهدرستی بر پیشدستی و نقش پیشگام تبریز تأکید کردند. خبرگزاری فارس در توصیف این روز نوشت: «۸ دی نماد پیشگامی تبریز در بصیرت است؛ روزی که این شهر زودتر از غبار فتنه عبور کرد و حقیقت را تشخیص داد.» واژه «زودتر» در این جمله، کلید فهم ۸ دی است؛ زودتر از آنکه اجماع شکل بگیرد، زودتر از آنکه روایت رسمی تثبیت شود و زودتر از آنکه هزینهها محاسبهپذیر شوند.
تصمیم در ۸ دی آسان نبود. فضای کشور ملتهب بود و قضاوتها متناقض. با این حال، جامعه تبریز همانگونه که در مقاطع حساس دیگر نشان داده بود، مسیر خود را انتخاب کرد و ضمن پیشقدم شدن، وفاداری خود را به رهبری و ولایت تجدید کرد. این انتخاب نه از سر هیجان لحظهای، بلکه برآمده از درکی تاریخی از مسئولیت اجتماعی و سیاسی بود. به همین دلیل است که ۸ دی، با وجود گذشت سالها، همچنان در حافظه جمعی شهر زنده مانده است.
۸ دی تبریز؛ پیشگامی خودجوش مردم در وفاداری عملی به ولایت
در آن روز، تبریز سخنگو نداشت؛ خود شهر سخن گفت. خیابانها روایتگر شدند و حضور مردم، جای هر بیانیهای را گرفت. همین ویژگی باعث شد حرکت تبریز قابلیت سرایت پیدا کند. یک روز بعد، حضور گستردهتری در سراسر کشور شکل گرفت، اما آغاز این مسیر، جایی دیگر بود. جایی که مردم تصمیم گرفتند پیش از آنکه تاریخ دربارهشان قضاوت کند، خودشان وارد صحنه شوند و وفاداری خود را به ولایت عملی کنند.
اگر ۹ دی در تقویم رسمی ثبت شد، ۸ دی در حافظه تبریز ماند؛ روزی که یک شهر نشان داد تاریخ همیشه از مرکز شروع نمیشود. گاهی از جایی آغاز میشود که مردمش تصمیم میگیرند منتظر نمانند و پیشقدم شوند. ۸ دی نه پایان یک بحران بود و نه آغاز یک روایت رسمی، بلکه لحظهای بود که تبریز با پیشگامی خود، تجدید میثاقی عملی با ولایت و ارزشهای انقلاب انجام داد؛ یک روز زودتر از تقویم.





