به گزارش تبریزسخن– فائزه زنجانی: در ادامه بحث الزامات حفظ وحدت ملی که پس از تأکیدات اخیر رهبر معظم انقلاب مورد توجه قرار گرفت، کارشناسان با استناد به بیانات ایشان و تحلیل شرایط کنونی، بر ارکان تکمیلی دیگری نیز تأکید میکنند.علاوه بر «دوراندیشی»، «انعطافپذیری» و «دشمنشناسی» که پیشتر مورد اشاره قرار گرفت، به نظر میرسد وحدت پایدار نیازمند مؤلفههای بنیادیتری است که غفلت از آنها میتواند کلیت این مفهوم را تحت تأثیر قرار دهد.
عدالت؛ بسترساز اعتماد و همبستگی
مهمترین رکنی که میتواند وحدت را از شعار به عمق جامعه ببرد، «تحقق عدالت» به معنای واقعی کلمه است. هرگونه تبعیض در برخورداری از فرصتها، امکانات و قانون، آتش بیاعتمادی را در جامعه شعلهور میکند.رهبر انقلاب بارها بر ضرورت مبارزه با تبعیض و فساد تأکید کردهاند. وحدتی که بر بستر بیعدالتی شکل گیرد، شکننده و آسیبپذیر خواهد بود. بنابراین، مسئولان و نهادهای حاکمیتی باید با عینک عدالت، به توزیع منابع و اجرای قانون نگاه کنند.
گفتوگوی ملی؛ جایگزین حذف و تخریب
جامعه ایران، جامعهای با تنوع آرا، سلیقهها و خواستههاست. مدیریت این تنوع، جز از طریق «گفتوگوی صادقانه» ممکن نیست. ایجاد فضایی که در آن صاحبان اندیشههای مختلف، بتوانند دغدغههای خود را مطرح کنند، از ایجاد گسلهای عمیق جلوگیری میکند. این گفتوگو باید در سطوح مختلف نخبگان، اقوام و طبقات اجتماعی جاری باشد.
آیندهنگری مشترک؛ ترسیم افقی برای همگان
مردم زمانی گرد یک پرچم جمع میشوند که «آیندهای مشترک و امیدبخش» برای خود و فرزندانشان، ترسیم شده ببینند. وحدت نیازمند یک «افق جذاب و پذیرفته شده» است. اگر گروههای مختلف اجتماعی، خود را در آینده کشور سهیم نبینند یا احساس کنند مسیر پیش رو فقط به نفع قشر خاصی است، طبیعی است که انگیزهای برای حفظ وحدت نخواهند داشت. لذا تدوین و تبیین یک نقشه راه روشن، فراگیر و قابل اعتماد، ضرورتی انکارناپذیر است.
مسوولیتپذیری نخبگان؛ الگوسازی برای جامعه
نخبگان فکری، سیاسی، رسانهای و فرهنگی در هر جامعهای، رفتارشان به شدت الگوساز است. «مسؤولیتپذیری نخبگان» در پرهیز از افراط و تفریط، دوری از تخریب شخصیتها و جریانات و اولویت دادن منافع ملی بر منافع حزبی و جناحی، میتواند سرمشق عملی برای جامعه شود. زمانی که مردم ببینند سران جریانهای مختلف با احترام متقابل با یکدیگر تعامل میکنند، فرهنگ وحدت در سطح جامعه نهادینه میشود.
پرهیز از افراط در تحلیل و موضعگیری
یکی از آفات بزرگی که میتواند وحدت را خدشهدار کند، «افراطگرایی در تحلیل رویدادها و موضعگیریهاست» دیدن همه چیز به رنگ سیاه یا سفید، برچسبزنیهای گسترده به مخالفان فکری و عدم درک شرایط پیچیده کشور، فضایی ایجاد میکند که گفتوگو و همراهی در آن ممکن نخواهد بود. میانهروی و واقعبینی، از ملزومات حفظ انسجام در شرایط حساس است.
تقویت هویت مشترک ایرانی-اسلامی
در کنار احترام به تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی، تقویت «هویت مشترک ملی» که برآمده از تمدن کهن ایرانی و ارزشهای اسلامی است، میتواند اجزای ملت را به هم پیوند دهد. برنامهریزی فرهنگی باید به سمتی حرکت کند که وجوه مشترک و غرورآفرین این هویت، برجسته و ترویج شود.
وحدت ساختن است، نه شعار دادن
وحدت ملی یک «پروژه ناتمام» و نیازمند کار روزانه است. این وحدت با شعار محقق نمیشود، بلکه نیازمند عزم جدی همه ارکان نظام، از مسئولان تا مردم، برای ایجاد بسترهای عادلانه، فضای گفتوگو، ترسیم آیندهای مشترک و مسوولیتپذیری نخبگان است. اگر این ارکان به درستی پایهریزی شوند، توطئههای دشمن برای ایجاد تفرقه بیاثر خواهد ماند و ملت ایران همچون گذشته، پیروز میدان خواهد بود.





