به گزارش تبریزسخن– فائزه زنجانی:در طول تاریخ معاصر ایران، یک اصل ثابت بیش از هر واقعیتی خود را دیکته کرده است: دشمنان این سرزمین، پیش از هر چیز، بر روی محور تجزیه وحدت ملی نقشه میکشند. این یک جنگ تمامعیار است، اما نه لزوماً با توپ و تانک؛ بلکه جنگی پیچیده و چندلایه. هدف این نبرد، تغییر هویت جمعی ملت ایران است؛ تلاشی مذبوحانه برای تبدیل “ما”ی قدرتمند به “من”های ضعیف و پراکنده.
وحدت ایرانیان: بزرگترین کابوس دشمن
دشمن به خوبی دریافته است که ملت ایران در اتحاد، شکستناپذیر است. تجربههای تاریخی، از دفاع مقدس تا جنگ ۱۲ روزه، به وضوح نشان داده که زمانی که صفوف ملت ایران فشرده میشود، هیچ توطئهای کارساز نخواهد بود. بنابراین، استراتژی اصلی، پیشگیری از شکلگیری همین صفوف فشرده است. دشمن میکوشد پیش از آنکه اتحادی شکل بگیرد، مانع آن شود.
معماری تفرقه: ابزارهای نوین یک جنگ کهنه
امروز، دشمن از یک تکنیک پیچیده و مدرن برای تضعیف وحدت ملی استفاده میکند:
سلاح تکثیر روایتهای متناقض: در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی، شاهد تولید و انتشار همزمان واقعیتهای متضاد هستیم. برای یک رویداد واحد، روایتهایی کاملاً متفاوت و متناقض تولید میشود که هر یک مخاطب خاصی را هدف گرفته و برداشت خاصی را القا میکند. هدف، ایجاد چنددستگی ادراکی و نابودی حقیقت مشترک در جامعه است.
جعل هویت و تحریف تاریخ مشترک: پروژهای گسترده برای بازنویسی تاریخ، بزرگنمایی برخی اختلافات و کمرنگ کردن افتخارات مشترک در جریان است. از طرفی، با جعل هویتهای قومی و مذهبی، سعی در تخریب هویت فراگیر “ایرانی-اسلامی” و جایگزینی آن با هویتهای متعارض و تقلیلیافته دارند.
اقتصاد به مثابه میدان جنگ روانی: فشارهای اقتصادی تنها برای ایجاد فقر نیست، بلکه ابزاری برای دامن زدن به احساس تبعیض و رقابت ناسالم بین اقشار و مناطق مختلف است. دشمن امیدوار است با تحمیل سختی معیشتی، مردم را به جان یکدیگر بیندازد و اتحاد آنان را به تقابل تبدیل کند.
نفوذ در نخبگان و ایجاد گسل فکری: سرمایهگذاری روی ایجاد شکاف بین نخبگان فرهنگی، علمی و سیاسی جامعه است. با دامن زدن به گفتمانهای متعارض و قطبی کردن فضای فکری، سعی در ایجاد چنددستگی در رأس هرم اجتماعی هستند تا این تفرقه به بدنه جامعه سرایت کند.
ایرانِ “ما” در برابر پروژه “من”های پراکنده
نکته عمیق در اینجاست که مقاومت ایران در گرو حفظ همین “ما”ی جمعی است. فرهنگ ایرانی-اسلامی، همواره بر مفاهیمی مانند “امت”، “ملت”، “همدلی” و “تعاون” تأکید داشته است. پروژه دشمن، جایگزینی فرهنگ “فردگرایی افراطی”، “رقابت مخرب” و “اولویت منافع فردی بر جمعی” است.آنها میخواهند جامعهای بسازند که در آن، هر فرد یا گروه، تنها به فکر منافع خویش بوده و حاضر باشد برای رسیدن به آن، پشت دیگر هموطنان خود را خالی کند.
راهبرد مقابله: هوشیاری، بصیرت و بازتولید گفتمان وحدت
پیروزی در این نبرد نامرئی، نیازمند چند اقدام استراتژیک است:
بصیرتافزایی همگانی: جامعه باید نسبت به این تاکتیکهای پیچیده دشمن، هوشیار باشد. هر تلاشی برای دامن زدن به اختلافات قومی، مذهبی، جناحی یا نسلی، باید در چارچوب پروژه کلی دشمن برای تفرقهاندازی دیده و خنثی شود.
بازتولید گفتمان وحدت در رسانه و هنر: باید مفاهیم همبستگی، ایثار جمعی، تاریخ مشترک و سرنوشت مشترک، به طور مستمر و خلاقانه در تولیدات رسانهای، سینمایی، ادبی و آموزشی بازتولید و تقویت شود.
عدالتمحوری سدی در برابر ایجاد تفرقه: اجرای عینی و ملموس عدالت در توزیع امکانات و فرصتها در سراسر کشور، قویترین پاسخی است که میتوان به ادعاهای تفرقهافکنانه داد. وقتی مردم در عمل ببینند که منافع و مصالح آنان به صورت عادلانه دیده میشود، فضا برای شعارهای تجزیهطلبانه تنگ میشود.
تقویت گفتوگوی ملی: ایجاد فضایی امن و منطقی برای شنیدن دردها، دغدغهها و پیشنهادهای تمام گروهها و اقوام، بدون تحریک احساسات یا ایجاد شکاف. این گفتوگو باید با هدف درمان و اتحاد باشد، نه تشدید تنش.دشمنی با ایران، دشمنی با اصل وحدت در عین کثرت این ملت است. آنها هرگز نپذیرفتهاند که مردمانی با تنوع قومی، زبانی و مذهبی، میتوانند حول محور عشق به ایران و ارزشهای مشترک، ملتی یکپارچه و قدرتمند تشکیل دهند. بنابراین، هر اقدام ما برای تقویت همدلی، رفع تبعیض، گفتوگوی صمیمانه و یادآوری سرنوشت مشترک، در واقع یک عملیات مقابله در برابر طراحی بزرگ دشمنان است.
آینده ایران، نه در میدان جنگ سنتی که در میدان حفظ “ما”ی تاریخی تعیین میشود. ملتی که هوشیارانه در برابر پروژه تفرقه بایستد، بیتردید پیروز این نبرد سرنوشتساز خواهد بود.





