به گزارش تبریزسخن– فائزه زنجانی: اصلاحات ارضی که در دهه ۴۰ شمسی با عنوان یکی از اصول «انقلاب سفید» اجرا شد، در ظاهر با شعار حمایت از روستائیان و توزیع عادلانه زمین آغاز شد اما در عمل، ساختار تولید کشاورزی کشور را دچار اختلالی عمیق کرد.
این طرح در دوره سلطنت محمدرضا پهلوی و همزمان با فشارهای سیاسی دولت جان اف کندی بر حکومت پهلوی به اجرا درآمد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده در روزنامه کیهان (۲ آبان ۱۳۴۹) و روزنامه اطلاعات (۲۵ خرداد ۱۳۵۵)، پیامدهای این سیاست بهتدریج خود را در کاهش بهرهوری زمینهای کشاورزی، خرد شدن اراضی و ناتوانی کشاورزان در تأمین هزینههای تولید نشان داد.
بسیاری از روستائیان که پیشتر در چارچوبهای سنتی اما منسجم تولید فعالیت میکردند، پس از اجرای طرح با زمینهایی کوچک، بدون زیرساخت، سرمایه و حمایت فنی مواجه شدند.
نتیجه این روند، تضعیف تولید داخلی و افزایش وابستگی به واردات محصولات کشاورزی بود. همزمان، موج مهاجرت روستاییان به شهرها شدت گرفت؛ مهاجرتی که به رشد حاشیهنشینی، بیکاری، بحران مسکن و فشار بر خدمات شهری انجامید. شهرهایی که برای چنین جمعیتی برنامهریزی نشده بودند، بهسرعت با مشکلات اجتماعی و اقتصادی تازهای روبهرو شدند.
اصلاحات ارضی نهتنها به توانمندسازی پایدار کشاورزان منجر نشد، بلکه پیوند تاریخی میان زمین، تولید و جامعه روستایی را گسست.
تجربه آن سالها نشان میدهد نسخههای شتابزده و برآمده از الگوهای بیرونی، اگر بدون توجه به اقتضائات بومی و ظرفیتهای ملی اجرا شوند، میتوانند به جای اصلاح، بنیانهای تولید را فرسوده کنند.
بازخوانی اسناد مطبوعاتی دهه ۵۰، تصویر روشنی از نتایج این سیاست ارائه میدهد: کشاورزیای که قرار بود متحول شود، در مسیر وابستگی و افول قرار گرفت؛ مسیری که آثار آن تا سالها بعد نیز در ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور قابل مشاهده بود.





