به گزارش تبریزسخن– فائزه زنجانی: سال ۱۳۵۶؛ دورانی که ایران با فروش روزانه بیش از پنج میلیون بشکه نفت، یکی از بالاترین درآمدهای نفتی تاریخ خود را تجربه میکرد. نه خبری از تحریمهای گسترده بود و نه محدودیت جدی در صادرات انرژی.
با این حال، گزارشهای منتشرشده در روزنامه کیهان (۲۵ تیر و ۲۵ مهر ۱۳۵۶) از واقعیتی متفاوت حکایت داشتند: قطعی روزانه چهار ساعته برق در تهران به دلیل کمبود تولید و از کار افتادن نیروگاهها.
تابستانِ بیبرق، پایتختِ خاموش
در گرمای تابستان، برق بسیاری از مناطق تهران بهصورت برنامهریزیشده قطع میشد. این خاموشیها تنها به تاریکی خانهها محدود نبود؛ با قطع برق، پمپهای آب نیز از کار میافتاد و دسترسی به آب مختل میشد. پایتخت کشوری با درآمدهای افسانهای نفتی، درگیر ابتداییترین زیرساخت انرژی بود.
سؤال اساسی این بود: چرا در اوج درآمد، زیرساخت تولید برق پاسخگوی نیاز شهروندان نبود؟
بحران تنها به تابستان محدود نماند. قطع برق صنایع و از کار افتادن خطوط تولید، به کاهش تولید برخی کالاها از جمله وسایل گرمایشی انجامید. در نتیجه، زمستان نیز با کمبودهایی همراه شد؛ مردمی که در تابستان گرما را تحمل کرده بودند، در زمستان با کمبود وسایل گرمایشی مواجه شدند.
زنجیرهای از ضعف در مدیریت انرژی، از نیروگاه تا کارخانه و از کارخانه تا خانههای مردم امتداد یافت.
توسعه نامتوازن و زیرساختهای فراموششده
دهه ۵۰ خورشیدی، دهه اجرای پروژههای بزرگ صنعتی و نظامی بود؛ اما توسعه زیرساختهای حیاتی مانند تولید پایدار برق، همگام با رشد مصرف پیش نرفت.
افزایش جمعیت شهری، گسترش آپارتماننشینی و توسعه صنایع، نیاز به شبکهای قدرتمند و برنامهریزیشده داشت؛ شبکهای که ظاهراً یا دیر طراحی شد یا دیر به بهرهبرداری رسید.
درآمدهای نفتی بالا، اگرچه منابع مالی لازم را فراهم میکرد، اما بدون مدیریت کارآمد و اولویتبندی صحیح، به تضمین پایداری زیرساختها منجر نشد.
خاموشی بهمثابه نشانه
قطعی چهار ساعته برق در پایتخت، صرفاً یک اختلال مقطعی نبود؛ نشانهای از شکاف میان درآمد و کارآمدی بود. کشوری که منابع مالی گسترده در اختیار داشت، در تأمین پایدار برق شهروندان خود با مشکل مواجه بود.





