به گزارش تبریزسخن– یونس یوسفی: راهپیمایی ۲۲ بهمن در تقویم رسمی جمهوری اسلامی، سالگرد یک انقلاب است؛ اما در معادلات سیاسی منطقه و جهان، چیزی فراتر از یک مناسبت تاریخی محسوب میشود. در شرایطی که روابط ایران و آمریکا در وضعیتی پرتنش و «شبهجنگی» توصیف میشود، هر تصویر از خیابانهای ایران، فقط یک قاب داخلی نیست؛ پیامی است که به بیرون از مرزها مخابره میشود.
در سطح داخلی، ۲۲ بهمن صحنه نمایش انسجام ملی است؛ یا دستکم تلاشی برای نمایش آن. در فضای فشارهای اقتصادی و تهدیدهای خارجی، حضور گسترده مردم میتواند بهعنوان نشانهای از تابآوری اجتماعی و پایداری سیاسی تفسیر شود؛ پیامی که به تصمیمگیران داخلی اعتمادبهنفس بیشتری برای ایستادگی یا چانهزنی میدهد. در مقابل، مشارکت کمرنگ، خوراک رسانهای برای روایت «فرسایش مشروعیت» فراهم میکند؛ روایتی که میتواند در محاسبات طرف مقابل اثرگذار باشد.
در سطح خارجی، واشنگتن و متحدانش همواره یک پرسش کلیدی را دنبال میکنند: فشارها تا چه اندازه بر افکار عمومی ایران اثر گذاشته است؟ اگر تصویر خیابانها نشاندهنده بسیج اجتماعی باشد، این پیام را منتقل میکند که سیاست فشار حداکثری الزاماً به شکاف داخلی منجر نشده است.
چنین برداشتی میتواند هزینه هرگونه ماجراجویی یا تشدید تنش را در ذهن سیاستمداران آمریکایی افزایش دهد. برعکس، برداشت از ضعف یا چنددستگی، ممکن است به تقویت گزینههای سختتر بیانجامد.
اما باید واقعبین بود؛ سیاست خارجی، تنها با یک راهپیمایی تغییر جهت نمیدهد. معادلات تهران–واشنگتن تابعی از موازنه قدرت منطقهای، تحولات میدانی در غرب آسیا، وضعیت اقتصاد ایران، و حتی فضای انتخاباتی در آمریکاست. با این حال، در «جنگ روایتها» که پیشدرآمد بسیاری از تقابلهاست، تصویر افکار عمومی یک متغیر مهم محسوب میشود.
۲۲ بهمن را میتوان صحنهای دانست که در آن، خیابان به زبان سیاست سخن میگوید. زبانی که شاید بهتنهایی معادلات را واژگون نکند، اما بیتردید در ذهن بازیگران اثر میگذارد؛ جایی که تصمیمهای بزرگ، پیش از اجرا، ابتدا در آن شکل میگیرند.





