به گزارش تبریزسخن: «معنای اینکه میگویند، «خاک سرد است» را دقیق نمیفهمم. در مورد شهید رئیسی هرگز اینگونه نبوده است. انگار داغشان هر روز تازهتر شده و هر روز برایمان دوباره زنده میشوند. با هر بهانهای، دلمان برایشان تنگ میشود.» اینها را علی بهادری جهرمی، سخنگوی دولت شهید رئیسی یک سال پس از شهادت شهدای خدمت میگوید. روز ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ است و مثل همه یکشنبههای دیگر، هیئت دولت جلسه دارد. رئیس جمهور به همراه برخی وزرا برای افتتاح سد قیزقلعهسی در آذربایجانشرقی به سر میبرند. درست قبل از آغاز جلسه دولت، خبر فرود سخت به برخی از افراد از جمله بهادری جهرمی، اطلاعرسانی میشود.
آن روز دلهرهآور و دوراهی بر سر برگزاری جلسه دولت
حالا اعضای هیأت دولت، هاجوواج مانده و بر سر دوراهی در برگزارکردن یا نکردن جلسه هیأت دولت هستند اما همگی رئیس جمهور شهید را خوب میشناسند که حتی روز اول فروردین هم جلسه دولت را برگزار کرده و یک روز و یک ساعت تعطیلی را در کار برنمیتابد؛ همین میشود که تصمیم میگیرند در این شرایط هم جلسه دولت را برگزار کنند. باقی ماجرا را علی بهادری جهرمی، سخنگوی دولت شهید رئیسی در سالگرد شهادت شهدای خدمت در گفتوگو با فارس میگوید: «با شنیدن ماجرا، ازیکطرف حس و حال کارکردن نداشتیم اما از سوی دیگر با خود فکر میکردیم که حال شهید خوب است و بعدها میآیند و بهخاطر برگزارنشدن سروقت جلسه، ما را مورد عتاب قرار میدهند.»
شبی سخت برای هیأت دولت
به گفته بهادری، جلسه حدود ۴۰ دقیقه به طول میانجامد و بعد از آن دیگر کسی تا پاسی از شب از مجموعه خارج نمیشود. «شب سختی برای همه ما بود، شب بسیار سخت.»

ما قدرشان را ندانستیم
از سرد نبودن خاک شهید رئیسی و سردنشدن داغش میگوید؛ اینکه با هر بهانهای دوباره دلتنگش میشود. « بهصراحت میتوانم بگویم که من و همکارانم آنطور که بایدوشاید، قدرشان را ندانستیم و در بسیاری از موضوعات، اذیتشان کردیم. شهید رئیسی جز برای رضای خدا قدم برنمیداشت و خدمت به خلق خدا را طور دیگری معنا کرده بود. برایش معنا نداشت که جز برای خدا، کاری کند.» سخنگوی دولت شهید رئیسی از آخرین دیدار و صحبتهای خود با شهید رئیسی میگوید؛ در یک جلسه دولت. «روزهای یکشنبه و چهارشنبه جلسه هیئت دولت داشتیم. روز شهادتشان، یکشنبه بود و ما روز چهارشنبه هفته قبلش، همدیگر را در جلسه هیئت دولت دیده بودیم. پیش از جلسه، موضوعات را با هم مرور کردیم. اواخر جلسه موضوعی مطرح شد که بعدها کلیپ آن مورد استقبال قرار گرفت.»
به یاد استادش، شهید بهشتی!
در اواخر جلسه دولت در همان روز چهارشنبه، از شهید رئیسی سؤال میشود که چرا در مورد فلان موضوع سکوت کردهاید و او میگوید: «یاد استادم، شهید بهشتی میافتم که در مسجد الجواد هفتتیر، همه دورش جمع شدند که فلان چیز را بگو اما ایشان خیلی صریح گفتند که امام امر کرده که سکوت و سکوت»!در پایان جلسه، شهید رئیسی، بهادری جهرمی را صدا کرده و میخواهد چندکلمهای با هم صحبت کنند. «هیئت دولت یک در پشتی هم دارد. در را بازکرده و دونفری حدود ۲۵ دقیقه در حیاط قدم زده و صحبت کردیم. یکی از موضوعات موردبحث، مباحث جاری دولت بود که وظایف من را با هم مرور کردیم. بخش دیگری از سخنانشان اما مربوط به جوانگرایی بود. ایشان درباره بهکارگیری برخی از جوانان در دولت با من مشورت کرده و توصیههایی داشتند.»

در برابر هر کوتاهی در کار مردم عصبی میشد
دبیر هیأت دولت سیزدهم از ویژگیهای بارز کاری شهید جمهور میگوید. « حاجآقا در امور کاری با کسی شوخی نداشتند. اگر لازم بود، عصبانی میشدند و تذکر میدادند. اگر موضوع شخصی بود، امکان نداشت ناراحت شوند؛ اما در برابر هر کوتاهی در کار مردم، عصبانی میشدند.» بهادری جهرمی از روزی میگوید که موضوعی سبب تشویش اذهان عمومی شده و شهید رئیسی، بهخاطر تعلل او در پاسخدهی به مردم عصبی میشود که چرا باعث دلهره در مردم شدی و بهموقع موضوع را توضیح ندادی. «اما در برابر توهینهایی که به ایشان میشد، حتی کوچکترین واکنشی هم نشان نمیدادند.»
مراقب بودند دل کسی را نشکنند
البته شهید جمهور در میان عصبانیتهای کاری خود هم باز هوای دیگران را دارد و مراقب است سبب شکستن دلی نشود. «ایشان سعی میکردند تذکراتشان در قالب شوخی باشد و سبب دلآزردگی کسی نشود. اگر هم به کسی تذکر جدی میدادند، حتماً بعدها با او تماس گرفته و یا در جلسه بعدی به گرمی با این فرد، خوشوبش میکردند تا آن فضای کدورت را از بین ببرند.»
کار سر جای خود و حفظ مودّت و رفاقت، سر جایش!
«در ذهن ایشان کار سر جای خود بود و حفظ مودّت، رحمت و رفاقت بین آدمها نیز سر جای خودش. در عمل هم این ذهنیت را اجرایی میکردند.»





